در عمق شب گم شده ای بودم
نه نوری نه ستاره ای می تابید
از همه کس خسته و گریزان بودم
اگر کسی غم نامه ام را می خواند
اشکش همچون سیل جاری می شد
تنها و خسته از خود هم گریزان بودم
از نا مردان زخمها در سینه داشتم
از عشقهای بیهوده زمینی هم گریزان بودم
ولی در ان شب تاریک که گریان بودم
ناگهان نوری بر وجودم تابید
در تنم جانی تازه دمیده شد
به ان نور مطلق نگاهی کردم
چشمانم هیچ طاقت دیدنش را نداشت
انگار تنم دیگر خاکی و خسته نبود
حس کردم می توانم پرواز کنم
این سبکی و احساس همه اسمانی بود
بله خدای مهربان من خاکی را بخشیده بود
من دیگر موجودی زمینی و پوچ نبودم
حالا می توانستم به خود افتخار کنم
من به خدا نزدیک شده ام و با خدا می مانم
من از عمق تاریکی شب به روزهای نابی رسیده ام
فقط با خدا می مانم
از زمین و زمینی ها دل میبرم
و هر لحظه برای پرواز ابدی اماده ام
من فریا د می زنم
عشق ابدی فقط و فقط خداست


آسموني ترين لحظه ي زندگي آدما ، لحظه ايه كه دلشون گير مي كنه ، كسي تو دنيا پيدا نمي شه كه اين لحظه براش پيش نياد. حتي اگه ازدواج هم نكنن ، بازم بوده موقعي كه دلشونو باخته باشن.
وجود هر آدمي تو اين دنيا با يه آدم ديگه پيوند خورده ، وقتي كه اين دو آدم يه جايي تو اين دنياي بزرگ به هم مي رسن ، بدون اينكه بخوان دلشون نسبت به اون يكي واكنش نشون مي ده ، اگه كسي خيلي دلشو مهار عقلش كرده باشه ! مدت زيادي طول مي كشه كه دله پيروز بشه و حرف خودشو به كُرسي بنشونه .
مي دوني اين به كُرسي نشوندن يعني چي؟! يعني اينكه تموم وجودش جمع مي شه تو نگاش و با نگاش فرياد مي زنه كه : اي اون يكي خيلي دوسِت دارم.
اما اگه دل آزاد باشه ، اين مدت خيلي كوتاهه ، دله مي ره كف دست و تقديم مي شه به اون يكي.
پيش مي ياد مواقعي كه به يكي بَر مي خوري كه انگار قبلاً يه جايي ديديش ، خيلي باهاش راحتي ، انگار خيلي وقته كه مي شناسيش ، با اينكه مطمئني كه تا به حال باهاش هيچ برخوردي نداشتي ، بدون اينكه بخواي دوسِش داري ، هر چقدرم كه فكر مي كني دليلشو نمي دوني ، برات خيلي عزيزه ، اون كسي مي شه كه بدون اينكه بخواي مدت زيادي از عمرت با اون مي گذره ، اون مي شه بهترين دوست زندگيت.
شايد به دست تقدير اعتقاد نداشته باشي ، شايد سرنوشت و قبول نداشته باشي ، ولي فكر مي كني ايني كه يكي مي شه تموم زندگيت و همه ي دنيات ، براي چيه؟ چه جوري مي شه كه كسي رو كه تا به حال تو عمرت نديدي رو انقده بشناسي كه انگار ديدي؟ اينا همه حكمتي توشونه ، اگه اين حس و نداشتي شايد اون هموني نمي شد كه حالا واست هست.
كسي كه میاد و تو دلت جا میکنه و تموم زندگيتو با اون سَر میكني ، يه جوري سَر رات سبز مي شه كه هيچ وقت تصورشو هم نمي كردي. فكر مي كني دليلش چيه؟
راز دل آدما انقده زياده كه سر در آوردن ازش كار ما نيست :
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
كار ماست كه در یاد گل سرخ شناور باشيم

زندگي صحنه يکتايي هنرمندانه ی ماست.
هر کسي نغمه ی خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پيوسته بجاست
خررم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

یه روز فرشته ای از سنگ میپرسه چرا از خدا نمیخوای که تو رو انسان کنه؟؟؟ سنگ میگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان باشم .

ای کاش می شد داستان زندگی مثل یک صفحه سفید بود که میشد اشتباهات حک شده روی اون رو پاک کرد و از نو نوشت . اما تصویر زندگی وقتی که نوشته شد واسه همیشه باهاته و تا زنده ای باهات میمونه .
ای کاش میشد به دیگرون ثابت کرد که آدما میتونن عوض بشن و گذشته اونا مثل یه خواب بوده که گذشته . کاش میشد به دیگرون ثابت کرد که همه مثل هم نیستن . کاش میشد به همه نشون داد که ......................
ای کاش میشد روزای قشنگ گذشته رو برگردوند . ای کاش میشد روزای زیبای قدیم رو دوباره دید .

اون کسی که دوستی یا رفیقی نداره جانی ناتون داره امّا ناتوننتر از او کسی است که دوستش را به سادگی از دست بده
امروز قصد دارم یه سری از روشهایی رو به شما اموزش بدم که میتونه احتمال هک شدن ایدیتون رو کاهش بده
البته این مطلب رو هم باید بیان کنم که تقریبا هک کردن ایدی و در اوردن پس دیگران تا حدود غیر ممکن هست چون اونقدر
یاهو امنیتش رو بالا برده که خیلی کم پیش میاد کسی بتونه مثل قدیم ایدی رو هک کنه اگه هم میشنون که میگن ایدی فلانی هک شده بیشتر به دلیل بی توجهی خودش بود که این اتفاق میافته .
برنامه که توسط اون هکر برای شما تروجان میفرسته وپسورد ایدی وحتئ ای پی شما رو در میاره خیلی زیاد هستن یکی از این نرم افزارها مجیک پی اس هست این نرم افزاراطلا عات رو پی ام میفرسته و این خودش برای کسانی که قراره هک بشن یه حسن محسوب میشه در ادامه میگم چرا!!!!
برای هک نشدن می تونین از روش های زیر استفاده کنید:
کدهایی وجود دارد که یاهو مسنجر توانایی خواندن انها را ندارد یعنی شما تایپ میکنید و میفرستید ولی
طرف روبرو چیزی نمیبیند
<# <b>
مثال:
یعنی اگر من برای دوستم در یاهو متنی بنویسم او به شکل زیر میبیند
salam<b> ==> salam
khobi?#> ==> khobi?
موضوع بعدی
کد هایی هستند که با گرفتن altو یک عدد به دست میایند
alt+ 0654 ==> Ž
alt+3456 ==> Ú
§ <== alt+123456789
و هزاران کد دیگر که میتوانید انها را خودتان پیدا کنید.
بعدیش:
راه بعدی گزاشتن یک space در اخر پسورد مثلا:
( rashida+space ==> rashida )
که شاید هکر به این موضوع توجه نکند و ایدی شما هک نشود
راه بعدی:
گزاشتن یک رمز شکلهای یاهو به همراه یک space در اول و اخر ان
(rashida @};- rashida)هکر وقتی شکل را میبیند
به space ها توجهی نمیکند
خوب برای امروز بسه خسته شدید
فقط این مطلب رو بگم اگه از این دستورات در پسورد ایدینون استفاده کردین به خودتون مغرور نشین که دیگه ایدیتون هک نمیشه
چون کار نشد نداره (مخصوصا از ایرانی جماعت که همه چی ازش بر میاد)
آدمها واسه چی از مردن میترسن ؟ واسه این از مرگ میترسن که اونو هرگز تجربه نکردن. البته چیزهایی هم هستن که آدم نمی شناستشون اما مثلاْ از روی کنجکاوی به سمتشون میره ... ولی مرگ یه چیز دیگه اس. اگه کسی بخواد مرگ رو تجربه کنه لازمه اش اینه که با این دنیا کاملا قطع رابطه کنه.خوب اونوقت این دیگه اسمش تجربه نیست ، چون تجربه به درد این دنیا می خوره نه اون دنیا
حتماً شما بهتر می دونین که چرا بچه ها از تاریکی می ترسن ؛ چون نمی دونن اون توو چی هست ، چی نیست.این یه جور ترسه که میشه به همه تعمیمش داد با این تفاوت که توو افراد متفاوت شدت و ضعف داره.شما از چی میترسین؟ هیچ بهش فکر کردین؟؟؟
ماوراء طبیعت : شما تا چه حد به مسائل فوق طبیعی اعتقاد دارین؟ به روح،جن و پری،غول و اینجور چیزا ؟ این خیلی مهمه که آدم موجودات موهوم و خیالی رو هم ردیف واقعی ها نکنه. غول فقط تو قصه هاس.پری وجود نداره.جن تو دینی مثل اسلام تأیید شده ، بعضی ها هم که دیدن.میگن اونام یه دنیایی مثل ما دارن ، حتی دین و از این جور چیزا هم دارن... . میگن اجازه ندارن خودشونو به ما نشون بدن اما اگه دادن ، گناه کبیره کردن و... .به هر حال جن مورد بحث ما نیست.
و امـا پذیرفتن روح باعث میشه نگاه آدم به مرگ بکلی عوض شه.خوب اگه آدم روح داشته باشه یعنی اینکه با مرگ طومار آدم پیچیده نمیشه،یعنی بعد از مرگ هم یه خبرایی هست.
یه سری افراد هستن که قدرتهای فوق العاده ای دارن.مثلاً میتونن روح افراد رو موقع مرگ ببینن.این آدما میگن که روح به همون شکل و قالب بدن از توی جسم بیرون میاد.از وقتی بیرون میاد توی هوا شروع میکنه به چرخیدن البته با سرعت کم - حرکتش مثل چیزیه که تووی گردباد افتاده و داره بالا میره. توی این حالت این آدمهای روشن بین یه رشتۀ نازک نقره ای رنگ از جنس خود روح میبینن که بین روح و بدنه.این همون رشته ای هست که رابط بین روح و جسمه توی خواب و باعث میشه آدم موقع خواب نمیره!
دوستان عزیز لطفا نظرتون رو در موردقالب جدید وبلاگ بگین!!!!!
منتظرم هاااااااااااااا
زندگی ام همانند خط ممتدی است که گهگاهی فقط سيالی آن را به نوسان در ميآورد
هر کدام از اين نوسان ها يادگاری را در ذهنم حک ميکنند
امّا اين نوسان ها همه گذشتنی هستند و ميگذرند......
اين خط به نقطه هم ميرسد و دوباره امتداد پيدا ميکند
همين نقطه ها هستند که زندگی ام را امتداد ميدهند
امشب نقطه و دوباره حرکت و حرکت و حرکت...........نوسان ، خط ، نقطه ، حرکت ،........
يكي از اساسي ترين توهّمات آدمي،
اين است كه گمان مي كند عشق رو مي شناسد؛
به همين دليل از تجربه ي عشق عاجزاست
هر كسي مي پندارد كه مي داند عشق چيست؛
بنابراين، نيازي به تجربه ي آن احساس نمي كند.
به همين دليل عشق در دنياي ما نامفهوم است.
ما با عاشقاني روبروييم كه از عشق تهي اند.
والدين تظاهر مي كنند كه
فرزندانشان را دوست دارند،
شوهران تظاهر مي كنند،
همسران تظاهر مي كنند ـ
تظاهر و تظاهر....
البته هيچ كس به عمد اين كار را نمي كند.
بسياري از آنها نمي دانند كه چنين مي كنند.
اي كاش از همان ابتدا آدم ها مي آموختند كه
عشق برترين هنر زندگي ست،
به جادو مي ماند و معجزه مي كند!
اي كاش مي آموختند كه عشق را بايد كشف كرد،
بايد براي كشف آن زحمت كشيد،
بايد به ژرفاي آن رفت و شيوه هاي آن را آموخت!
عشق، هنر است.
عشق ورزيدن، مهارت نيست،
بلكه امكاني بالقوه در همگان است؛
به همين سبب اميد آن هست كه
روزي همگان به بلنداي بلندي عشق صعود كنند.
در واقع تنها در چنان روزي ست كه
انسانيت حقيقي زاده مي شود.
ما هنوز پيش از آن واقعه ي عظيم زندگي مي كنيم.
آن واقعه ي بزرگ و باشكوه هنوز روي نداده است
و آن شناخت عشق است .

از دل تا قلم راه زیادی است . حرفی که از دلم بیرون می آید و تا بدست قلم در صفحه خاطراتم نوشته شود هزاران بار عوض می شود .
کاش می شد همان درد دلها را نوشت تا همه بدانند در درون قلب کوچکم چه می گذرد.
در زمانی که وفا قصهء برفِ تابستان است
و صداقت گل نایابی است
و در آیینهء چشمان شقایقها نیز
عابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست
به چه کس باید گفت
با تو خوشبخت ترین انسانم!!!!!

دوست دارم در یک شب سرد زمستانی مرگ سراغم آید
پارچه سیاهی بر روی تابوتم بیندازید
که همه بدانند زندگی من پر از سیاهی و تباهی بوده است
مرا در تابوت سياهي بگذاريد
تا همگان بدانند كه جز سياهي در دنيا، چيزي نديدهام
چشمانم، چشمانمرا باز بگذاريد
تا بداند كه هنوز چشم انتظارم
دهانم، دهانمرا باز بگذاريد
تا باور كند كه هنوز، ناگفتنيها دارم
دستانم، دستانمرا باز بگذاريد
تا ببيند كه چيزي باخود نخواهم برد
در تابوت را باز بگذاريد
تا شايد كه بيايد
آنگاه، یخی به شکل چشم بر سر مزارم بگذاريد
تا با اولين طلوع خورشيد، آب گشته، بر خاکم بگريد
شما نگرييد
ديگران نگريند
هيچكس نماند
همه برويد
تنها بودم
ميخواهم تنها بمانم
يك دوست معمولی هيچ وقت نمی تونه گريه تو را ببينه .
اما يك دوست واقعی شونه هاش از گريه تو تر ميشه.
دوست معمولی از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت می شه.
اما دوست واقعی می پرسه که چرا نتونستی زودتر تماس بگيری؟مشكلت چي بود؟
دوست معمولی دوست داره به مشکلات تو گوش بده.
اما دوست واقعی سعی در حل كردن اونا داره .
دوست معمولی فكر ميكنه که دوستی شما بعد از يك مرافعه تموم می شه.
اما يك دوست واقعی می دونه که بعد از يك مرافعه دوستی شما محکم تر می شه.
يك دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کردند با تو می مونه و دستشو دوره گردنت مي ندازه .
روزي روزگاري در جزيره اي دور افتاده، تمام احساسها كنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي كردند. خوشبختي، پولداري، عشق، دانايي، صبر، غم، ترس، و ... هر كدام به روش خود مي زيستند تا اينكه يه روز دانايي به همه گفت:
هرچه زودتر اين جزيره را ترك كنين، زيرا به زودي آب اين جزيره را خواهد گرفت و اگر بمانيد غرق ميشويد تمام احساسها با دستپاچگي قايقهاي خود را از انبار خونه شون بيرون آوردند و تعميرش كردند و پس از عايق كاري و اصلاح پاروها، آنها را به آب انداختند و منتظر روز حادثه شدند.
روز حادثه كه رسيد همه چيز از يك طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدري خراب شد كه همه به سرعت سوار قايقها شدند و پاروزنان جزيره رو ترك كردند. در اين ميان، ”عشق“ هم سوار بر قايقش بود، اما به هنگام دور شدن از جزيره، متوجه حيوانات جزيره شد كه همگي به كنار ساحل آمده بودند و ”وحشت“ را نگه داشته بودند و نمي گذاشتند كه او سوار بر قايقش شود. ”عشق“ سريعا برگشت و قايقش را به همه ي حيوانها و ”وحشت“ زنداني شده توسط آنها سپرد. آنها همگي سوار شدند و ديگر جايي براي ”عشق“ نماند. قايق رفت و ”عشق“ تنها در جزيره ماند جزيره لحظه به لحظه بيشتر زير آب مي رفت و ”عشق“ تا زير گردن در آب فرو رفته بود. او نمي ترسيد زيرا ”ترس“ جزيره را ترك كرده بود. اما نياز به كمك داشت.
فرياد زد و همه ي احساسها كمك خواست. اول كسي جوابش را نداد. در همان نزديكيها، قايق ”پولداري“ را ديد و گفت: ”پولداري“ عزيز، به من كمك كن؟
”پولداري“ گفت: متاسفم، قايق من پر از پول و شمش و طلاست و جاي خالي ندارد.
” عشق“ رو به سوي قايق ”غرور“ كرد و گفت: مرا نجات ميدهي؟
” غرور“ پاسخ داد: ”هرگز، تو خيسي و مرا خيس مي كني“
”عشق“ رو به سوي ”غم“ كرد و گفت: اي ”غم“ عزيز، مرا نجات بده...
اما ”غم“ گفت: متاسفم ”عشق“ عزيز، من اونقدر غمگينم كه يكي بايد بياد و خودمو نجات بده
در اين بين ”خوشگذراني“ و ”بيكاري“ از كنار ”عشق“ گذشتند، ولي ”عشق“ هرگز از آنها كمك نخواست از دور ”شهوت“ را ديد و به او گفت:
”شهوت“ عزيز، من را نجات ميدي؟ ”شهوت“ پاسخ داد: هرگز .... برو به درك ..... سالها منتظر اين لحظه بودم كه و بميري! ... حالا بيام نجاتت بدم؟
”عشق“ كه نمي تونست ”نااميد“ باشه، رو به سوي خدا كرد و گفت:
خدايا... منو نجات بده ناگهان صدايي از دور به گوشش رسيد كه فرياد مي زد: نگران نباش من دارم به كمكت مي آيم ”عشق“ آنقدر آب خورده بود كه ديگه نمي توانست روي آب خودش را نگه دارد و بيهوش شد پس از به هوش آمدن، با تعجب خودش را در قايق ”دانايي“ يافت. آفتاب در حال طلوع مجدد بود و دريا آرامتر از هميشه. جزيره آرام آرام داشت از زير هجوم آب بيرون مي آمد، زيرا امتحان نيت قلبي احساسها ديگه به پايان رسيده بود ”عشق“ برخاست. به ”دانايي“ سلام كرد و از او تشكر نمود ”دانايي“ پاسخ سلامش را داد و گفت: من ”شجاعتش“ را نداشتم كه به سمت تو بيايم. ”شجاعت“ هم كه قايقش دور از من بود، نمي توانست براي نجات تو راهي پيدا كند. پس ميبيني كه هيچكدام از ما تو را نجات نداديم! يعني اتحاد لازم را بدون تو نداشتيم تو حكم فرمانده بقيه ي احساسها را داري ”عشق“ با تعجب گفت: پس اون صدا كي بود كه بمن گفت براي نجات من مي آد!!؟
”دانايي“ گفت: او ”زمان“ بود ”عشق“ با تعجب! گفت: ”زمان“!!؟
”دانايي“ لبخندي زد و پاسخ داد: بله،”زمان“....
چون اين فقط ”زمان“ است كه لياقتش را دارد تا بفهمد كه ...
”عشق“ چقدر بزرگ است !!!!!!
به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد؛
به چشمانت بیاموز که به چشم به راه بودن عادت نکند ؛
بیاموز که به در خیره نماند .
به چشمانت بیاموز که برای هر کسی بیخواب نشود.
به زبانت بیاموز که هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد .
به زبانت بیاموز به هر کسی نگوید دوستت دارم .
به لبانت بیاموز هر لبی ارزش بوسیدن ندارد.
به پاهایت بیاموز هر راهی ارزش رفتن ندارد ، به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکند .
به اشک هایت؛ آن مروارید ها که بسیار عزیز هستند بیاموز که برای هر کسی نریزند.
به گیسوانت ؛ آن موج سیاه بیاموز که برای هر کسی افشان نشود .
به دستانت بیاموز ؛ به آن دو بیاموز که هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد.
به قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد و عاشق هر کسی نباشد

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت . مردم دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص، دروغ و خيانت، جاه طلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد . بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد . دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موزيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم . نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني ! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها ساده اند و گرسنه . به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. اما حرفهايش شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. میخواستم عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، اما شيطان نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد، بلند شدم . بلند شدم تا بي دلي ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم بود. و همانجا بي اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود
اره من دلم رو دوباره با التماسهام پیدا کردم اما دیگران چی .دیگرانی که ایمان و شرف وکل زندگیشون رو داده بودن چی ؟؟؟؟ اون ها چی ؟؟؟؟ اونهایی که پاکی ونجابتشون رو به لحظه ای خوشی فروختن اونها چی ؟؟؟؟؟؟؟ اونهای که دنبال هوس هاشون رفتن وآدمیت رو فروختن اونها چییییییییییی!!!!!!!!
ما آدم ها به کجا می خوایم برسیم ها؟
شاید بشه گفت هدفم از نوشتن این داستان یه چیز دیگه بود شاید میخواستم برای این سوالم زمینه سازی کنم نمیدونم .
میخوام یه سوال بپرسم سوالی که تا چند ماه پیش ذهنم رو بدجوری درگیر خودش کرده بود وحالا که تونستم بعد از مدتها جوابش رو بدست بیارم گفتم خوبه شما هم بدونین ؟!
همه ما میدونیم که فرشتگان از خودشون هیچ اختیاری ندارن وهمه دستورات الهی رو بدون چون وچرا انجام میدن . وباز این رو هم میدونیم که شیطان هم کی از فرشتگان الهی بود . پس چرا زمانی که خدا به فرشتگان خودش گفت بر آدم سجده کنید همه سجده کردن بجز شیطان مگه اون هم مثل دیگران فرشته نبود پس چطور تونست در مقابل امر خدا نافرمانی کنه؟؟؟؟؟
قبل از این که جواب این سوال رو بگم میخوام نظر شما دوستان عزیز رو در مورد این سوالم بدونم شاید بشه گفت یه جور بحث هست در هر صورت امیدوارم من رو از نظرهاتون بی بهره نظارین ؟؟؟؟ انشاالله
همونطور که اطلاع دارین یه قسمتی در وبلاگ به نام نظر سنجی رشیدا بود که از شما دوستان خواسته بودم نظرتون رو در مورد جایگاه عشق در جامعه امروزی ما بیان کنین که با استقبال 26 نفر از دوستان طی 4 ماه مواجه شد که میتونین پاسخ دوستان رو به صورت نمودار که در زیر اومده ببینین :

حالا دور جدید این نظر سنجی از امروز شروع میشه که امیدوارم با استقبال بیشتری از طرف شما روبرو بشه :
یه لحظه چشماتو ببند و فکر کن اونی که دوست داری دیگه نیست و حالا تو موندی و یه دنیا خاطره خوب و شیرین از اون ! چه حالی بهت دست می ده پیش خودت می گی اون دیگه نیست.... دیگه نیست!! خودمو جای تو توی اون لحظه که می ذارم می بینم نمی تونم حتی برای یه لحظه هم این فکر و بکنم ای بابا الان می گید پس چرا می خوای ما این کارو بکنیم ........
همه ی اینا به خاطر این نیست که باعث غصه ی شما بشم و اشک توی چشماتون بیارم (البته اگه عشقتون واقعی باشه)همه ی اینا به خاطر اینه که اگه یه روز این اتفاق افتاد پیش خودمون نگیم من در حق اون کوتاهی کردم و یا کاش وقتی بود بیشتر نگاهش می کردم و....
اینارو می گم که چشماتو دیگه نبندی . آره این دفعه چشماتو باز کن . قشنگ هم به طور کامل باز کن تا خوب ببینی چی کار می کنی . نذار حتی یه لحظه هم از دوران با هم بودبنتون به هدر بره .


دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟
دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟
دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی
حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره...
حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش...
حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه
دیدی؟
هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟
بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش نبوده...
دیدی زخم زبونهای دوستانه چه ازارت میده؟
دیدی نگاه های ناباورانه چه خراشی به دلت میاندازه؟
دیدی چه زجری میکشی از همه ی حرفها و حرفها و حرفها...
اونوقت چکار میتونی بکنی؟
هیچی...فقط میتونی ساکت بمونی....
مرد و مردانه...
قبل از هرچی :
دوست عزیزم شاپرک زخمی از صمیم قلب درگذشت پدر محترم رو به شما وخانواده گرامی تسلیت عرض میکنم وامیدوارم آخرین غم زندگیت باشه .برات آرزوی بهترین لحظات رو از خدای بزرگ تمنّا دارم .
اشكي كه بيصداست
پشتي كه بيپناست
دستي كه بسته است
پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است
شعري كه بيبهاست
شرمي كه آشناست
دارايي من است
انسان آن قدرها كه به نظر مي آيد،
كوچك و حقير نيست.
او تمامي آسمان و كائنات را در خويشتن دارد؛
او همه ي هستي را در خويش پيچيده است.
آري، او در ظاهر شبنمي بيش نيست،
اما در دل، اقيانوسي بي كرانه را پنهان كرده است.
علم، به همين ظاهر محدود پرداخته است؛ ظاهر شبنم.
آنهايي كه به ژرفاي هستي آدمي فرو رفته اند،
با شگفتي دريافته اند كه
هر چه بيشتر در اين بي كرانه غرق شوند،
او را بي كرانه تر مي يابند.
هنگامي كه به هسته ي مركزي وجود آدمي مي رسي،
در مي يابي كه او با هستي يگانه است.
او همه ي جها ن است.
اين است تجربه ي ذات الوهي در انسان
به درون خويش سفر كن.
به ژرفاي خود برو.
خدا در توست.
كشفش كن
مثل تموم عالم حال من هم خرابه
مثل تموم بختها بخت من هم توخوابه
سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره
طاقت این که پیشش گریه کنم نداره
یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست
اشکی برام نریختی عشق وصداقت این نیست
دشمن راه دورم درد ودلم زیاده
جاده بجز جدایی هیچ چی به من نداده
حالی برام نمونده دنیا برام سرابه
داد میزنم که عالم دنیای ما خرابه
بنا به قولی که داده بودم من مطالب شما رو با نام خودتون در وبلاگ می نویسم چند روز پیش شاپرک زخمی یه متن کوتاه زیبا برام فرستاد که من تا حالا منتظر ادامه متن بودم ولی انگار این متنشون کوتاه بود وادامه ای نداشت (از دوستان عزیز خواهش دارم مطالبی که میفرستن خیلی کوتاه نباشه حداقل به پنج یا شش خط برسه تا ارزش نگارشی متن شما پایین نیاد)
امّا نوشته شاپرک زخمی :
زندگی سه رکن داره:
1:به اجبار به دنیا اومدن
2:با غم زیستن
3:با آرزو مردن
همون طوری که گفتم سوال از شما وتا جایی که بتونم پاسخ از من .امروز به سوال دونفر از دوستان در مورد کامپیوتر جواب میدم امیدوارم به دردشون بخوره .(البته سعی میکنم در طی پاسخ دادن به سوال این دوستان نکات جالبی هم به شما آموزش بدم پس مطلب رو کامل بخونین)
اول سوال شیلان خانوم رو جواب میدم که جوابش کمی طولانی تر هست : ایشون خواسته بودن بدونن میشه اف های یاهو مسنجر رو در سیستم ذخیره کرد یا نه ؟؟
به سوال این دوست عزیز میشه به دو صورت جواب داد اولیش اینه که خوب آف ها رو تو word یا Notepadکپی کن ذخیره میشه .البته گمان میکنم منظورشون از اف همون مطالب ردوبدل شده در موقع چت هست در هر صورت طوری جواب میدم که هر دو صورت رو شامل بشه هم آف وهم متن چت:
برای این کار نرم افزارهای زیادی هست که آف های یاهو مسنجر رو در سیستم ذخیره میکنه ولی بهتر هست از امکانی که خود یاهو مسنجر به شما میده استفاده کنین برای این کار فقط کافی هست Archiveیاهو مسنجر رو فعال کنید (فعال کردن آرشیو به شما این امکان رو هم میده که تمام متنی که موقع چت تایپ میکنین رو هم دوباره ببینین)
فعال کردن Archiveیاهو مسنجر :
به یکی از دو روش زیر شما میتونین این کار رو انجام بدین
1:در لیست ادیهاتون روی یکی از ادیها که چراغش روشن هست راست کلیک می کنین بعد از اون عبارت Masseg Archiveرو میزنین چندتا پیام براتون میاد که باید ok کنین ودر اخر یه پنجره باز میشه به همین سادگی .
2 : دربالای یاهو مسنجر روی عبارت Messengerکلیک میکنین واز لیست نمایش داده شده Preferencesرو انتخاب وروی اون کلیک می کنین پنجره باز شده به نام Yahoo!Messenger Preferencesهست در سمت چپ عبارت Archive رو پیدا کرده وروی ان کلیک می کنین حالا در سمت راست هر یک از حالت ها رو که دوست دارین انتخاب می کنین و OK میکنین .
تا اینجا فقط شما تونستین ارشیو رو فعال کنین برای دیدن مطالب ارشیو میتونین یکی از دو روش زیررو بکار ببرین :
1: در این روش که میشه گفت خصوصی هست شما برای دیدن آرشیو باید Login بشین که برای این کار نیاز به زدن پسورد ایدیتون دارین که شخصی هست وکسی جز شما نمی تونه اون مطالب رو بخونه) مثل شماره یک بالا باید روی یکی از ادیهاتون که چراغش روشن هست راست کلیک می کنین بعد از اون عبارت Masseg Archiveرو میزنین این بار دیگه اون چند پیام براتون نمیاد ومستقیما اون پنجره اخری باز میشه وشما باید فولدر Massegeرو گسترش بدین بعد روی هر ایدی که کلیک کنین میتونین متنی که موقع چت با اون شخص ردوبدل شده رو ببینین.
2:اما روش دوم به کمک یه نرم افزار به نام Yahoo Massege Archive Decode هست (دیگه خصوصی , موصوصی نداریم بدون نیاز به پسورد ایدی میتونین ارشیو رو مطالعه کرد):
بزارین قبل از این که در مورد این نرم آفزار توضیح بدم یه مطلب رو براتون روشن کنم
*شاید براتون اتفاق افتاده باشه (مخصوصا خانومهایی که زیاد کافی نت میرن )که یک نفر معلوم نیست از کجا ایدی شما به دست اورده شما رو اد میکنه وقتی از اون می پرسین ایدی من رو از کجا گرفتی طرف هم میگه از فلان کا فی نت !!! تا حالا به خودتون گفتین چطور اون ایدی شما رو پیدا کرده ؟؟؟
باید در جواب بگم :وقتی شما با یاهو مسنجر لوگین میشین به طور خودکار یک فولدر به نام ایدی شما در این محل ساخته میشه :
C:\Program Files\Yahoo!\Messenger\Profiles
اگه به این پنجره در سیستمتون مراجعه کنین تمام ایدی هایی که تا حالا با اون Login شدین رو می بینین.این حالت چه ارشیو فعال باشه وچه نباشه اتفاق می افته بااین تفاوت که اگه ارشیو غیر فعال یاشه اون فولدر خالی هست واگه هم فعال باشه سه یا چهار فولدر دیگه در اون به وجودمیاد که اگه کسی این مسیر زیر رو بعد از فعال کردن ارشیو بره میتونه ایدی تمام کسانی که شما با اونها چت کردین رو ببینه (حتی اگه برای اولین بار در روم با اون چت کرده باشین )
C:\Program Files\Yahoo!\Messenger\Profiles\YOUR ID\Archive\Message
به جای YOUR IDروی ایدی مورد نظر کلیک کنین
روش کار با نرم افزار:
من با ورزن 3.1 این نرم افزار کار کردم گمان کنم ورزن 3.3 اونهم به همین روش کار کنه :
1:بعد از نصب برنامه کرک اون رو کپی میکنین ( این نکته رو لازم میدونم تذکر بدم که بعد از نصب هر نرم افزاری که دارای فایل کرک هست باید ایکون موجود در فولدرکرک رو در محل نصب نرم افزار کپی کنید که در موقع کپی به شما پیام میده که ایکون کپی شده رو جایگزین ایکون قبلی کنم اونوقت باید روی Yesکلیک کنید
همچنین
میتونین برای رفتن سریع به محل نصب نرم افزاردر در درایو C بعد از نصب روی ایکون اجرایی اون روی دسکتاپ میادراست کلیک کنین وPeropertiesرو میزنین در پنجره باز شده در تپ Shortcutروی Find Targetکلیک کنید پنجره ای از درایو Cکه نرم افزار اونجا نصب شده باز میشه بعد فایل رو کپی می کنین (دیگه آموزش در آموزش شده))
2:در پنجره نرم افزار در قسمت Browseادرس بالا رو میرین :
C:\Program Files\Yahoo!\Messenger\Profiles\YOUR ID\Archive\Message
به احتمال زیاد اگه ارشیو شما فعال باشه در زیر قسمت Browseچراغ Massagesروشن میشه .حالا در زیر فرم افزار روی NEXT کلیک میکنین .
3:در بالای صفحه جدید که باز شده لیست مورد نظر رو باز میکنید (لیست کنار View)و ایدی مورد نظر که می خواین متن چت با اون رو ببینین رو انتخاب و روی View کلیک می کنین و به همین سادگی میتونین آرشیو خود وافرادی که روی سیستم شما login شدن رو بخونین .
راستی شاید به خودتون بگین این همه حرف چه ربطی با سوال اون بنده خدا داشت :
خوب این طوری آف ها هم ذخیره میشه این قابلیت زمانی کاربرد داره که آف هاتون می پره امّا شما باید بدونین که کی براتون آف گذاشته بوداگه هم نمیدونین مشکلی نیست چون آدم ازبین ادیهاش با تعداد محدودی سرو کار داره وآف اونها رو مهم میدونه میتونین توسط این ترم افزار ایدی اونها رو چک کنین انشالله آف اون رو بتونین پیدا کنین )
توجه توجه توجه :
**یادتون باشه همون طور که شما میتونین ارشیو دیگران رو به کمک این نرم افزار بدون اجازه بخونین دیگران هم میتونن این کار رو انجام بدن .
**اگه دارین یه نفر از اشنایان (مخصوصا برادر یا خواهرتون)رو اذیت می کنین حتما ایدیتون رو ازProfileحذف کنین چون ممکنه اون بنده خدا بره Profile رو چک کنه و پته شما رو بریزه رو آب (ادامه داستان رو که خودتون میدونین چه رسوایی .........)
** به احتمال 80%سیستم مطالب آرشیو رو موقع خاموش شدن ذخیره میکنه ولی به محضlogin شدن فولدر ایدی شما ساخته میشه .
برای نسب ورزن 3.3 باید نرم افزار win rar رو نصب کنیدکه میتونین این نرم افزارکه حجمی حدود یگ مگ داره رو ازلینک زیر دریافت کنید
نکته ای که باید اینجا بگم این هست که اگه می خواین فایل های زیپ خود ویندوز توسط این برنامه باز نشه باید در موقع نصب برنامه بعد از زدن Installدر پنجره ای که باز میشه در قسمت Associate WinRAR withتیک ZIPرو بردارین واونوقت Ok رو بزنین ودر اخر هم روی Doneکلیک کنید)
![]()
دانلود ورزن3.1نرم افزار با حجم 581 کیلو بایت![]()
![]()
بسه دیگه بریم سر سوال دوم :
سوال دوم رونیلوفرخانوم که از خوانندگان قدیمی وبلاگ هستن( شاید بشه گفت از همون اول شروع کارم) مطرح کردن و اون این که:
برای تبدیل یک متن بلند فینگلیش به فارسی توسط نرم افزار En2Faچیکار باید انجام بدیم باید کل متن رو دوباره تایپ کنیم ؟؟؟؟؟
درجواب این دوست عزیز باید عرض کنم که:شما میتونین از کلید های ترکیبی ویندوز استفاده کنین به این صورت که متن مورد نظر رو کپی میکنین اما برای این که در برنامه pasteکنین بعد از این که نشانگر رو در نرم افزار دیدین کلید ترکیبی Ctrl+Vرو با هم فشار میدین که کار Paste رو انجام میده.
کلید های ترکیبی پر کاربرد :
Ctrl+X=Cut
Ctrl+C=Copy
Ctrl+V=Past
Ctrl+A=select All
بد نیست این مطلب رو هم بگم شما دوستان عزیز میتونین دریک فایل Wordنظرتون یا مطا لبی که میخواین در وبلاگ به نام خودتون نوشته بشه رو تایپ کنین وبعد از کپی کردن اون مطلب رو وبا استفاده از Ctrl+V در قسمت ***ارتباط با من توسط ایمیل*** Past وبرام ایمیل کنید .
دوستان عزیز اگه نظرات شما زیاد باشه من هم دلگرم میشم وروش بدست آوردن ایدی وپسورد اخرین کسی که با یاهو مسنجر login شده رو به شما آموزش میدم پس نظر یادتون نره !!!!!
خیلی وقت هست که می خوام مطالبی رو به اطلاع شما دوستان عزیز برسونم ولی به دلایلی نمی شد حالا امروز میخوام هم یادی از بخش حرفهای خودمونی وبلاگ بشه وهم من مطالبی رو به اطلاع برسونم
1:تعداد از دوستان پرسیده بودن که رشیدا یعنی چی؟؟؟
در جواب این دوستان باید بگم که :همونطور که قبلا هم گفتم این اسم ازفامیلیم گرفته شده (البته با کمی دستکاری رشیدا در اومد) لطفا نپرسین فامیلی من چیه که شرمنده نمی گم .
2:بعضی از دوستان خواسته بودن در مورد کامپیوتر بنویسم :
در جواب این دوستان باید هم بگم که: راستشو بخواین نمیدونم در مورد چه قسمتی از کامپیوتر بنویسم که براتون کسالت آور نشه به همین دلیل از شما تقاضا دارم اگه سوالی براتون در مورد کامپیوتر پیش اومده به من اطلاع بدین تا جایی که بتونم کمک می کنم .این طوری هم شما مشکلتون حل میشه وهم دیگران چیزی یاد میگیرن .
3:نمی دونم این مطلب رو بنویسم یا نه ولی دل رو میزنم به دریا و مینویسم باید از سوءتفاهم جلوگیری کرد باد ا باد : چند تا از دوستان هم که نسبت به من خیلی خیلی لطف دارن دلیل این که چرا این قدر مطالبم غمناک هست پرسیده بودن :
در جواب این دوستان باید هم بگم که: به هزار ویک دلیل آدم ناراحتی وغم تو دل آدم جا خوش میکنه (چه برسه به من )امّا نکته ای که باید بگم این هست که بر خلاف تفکر بیشتر این دوستان دلیل ناراحتی من به خاطر از دست دادن (GF) نیست من تا حالا دنبال این مسائل نرفتم که حالا بخوام به خاطر از دست دادن اون ورابطمون ناراحت باشم ....... نه نه اشتباه نکنین.
4:هر یک از شما دوستان اگه مطلبی دارین که دوست دارین مطرح بشه برای من باعث افتخاره که اون مطلب رو با نام خودتون بنویسم .(لطفا انتظار نداشته باشین هر مطلبی رو بنویسم این حرف رو زدم تا پیشاپیش از بعضی سوء تفاهم ها جلوگیری کرده باشم )
5:یه بوهایی هم از روانشناسی بردم. اگه در این زمینه سوالی دارین مطرح کنیدسعی میکنم کمکتون کنم و اگه صلاح دونستین اون رو در وبلاگ مطرح میکنم تا سایر دوستان هم استفاده کنن .واگر هم نخواستین به صورت خصوصی مشکل رو بررسی میکنیم .
6:لطفا نظرتون رو در موردسوال مطرح شده در قسمت نظر سنجی رشیدا بدین چون قصد دارم همین روزها نتیجه اون رو اعلام کنم و اگه هم زحمتی نیست برای دور جدید این نظر سنجی سوال مطرح کنید(موضوع اون رو مشخص کنید)
7:شما می تونین توسط هر یک از آدرس های زیر وبلاگ رو مشاهده کنید

8: E-Mail:emperatoure_gham@yahoo.com



