تبليغاتX
.:: R a s h i d a . c o . t o سابق ::.



 

                               تنهای تنهااااا

اگر سر به زير باشي مي گويند احمق است ،               
                                                           اگر غمگين باشي مي گويند عاشق است ،
اگر مالت را با حساب خرج کني مي گويند خسيس است .      
                                                           اگر دست و دل باز باشي مي گويند ولخرج است .
 اگر خوش لباس باشي مي گويند ژيگولو است .                
                                                           اگر بد لباس باشي مي گويند شلخته است .
 اگر دير زن بگيري مي گويند مرد نيست .                               
                                                           اگر زود زن بگيري مي گويند آتشش تند است .
 اگر فقير و بي پول باشي مي گويند بي عرضه است . 
                                                           اگر پول دار باشي مي گويند اهل زد و بند است .
 اگر بي قيد باشي مي گويند لات آسمان جول است .  
                                                           اگر بخندي مي گويند هميشه نيشش باز است .
اگر اخم کني مي گويند عبوس و بد اخلاق است.
                                                           اگر خوش سر و زبان باشي مي گويند چاخان است.


                       حالا شما بگوئيد آخر با کدام ساز اين مردم بايد رقصيد که خوششان بيايد؟؟؟

ولی این مطلب رو از رشیدا(به عنوان کسی که قربانی همین حرفها شده) همیشه به خاطر داشته باشین  و اون این که :


                            آدم باید برای خودش زندگی کنه نه برای مردم

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 5:30  توسط حس غریب  | 



 

دوستان عزیزم  سلام

دیدم خیلی وقت هست در مورد کامپیوتر مطلبی نزاشتم بههمین دلیل یکی از پستهای امروز رو به این قسمت اختصاص دادم (مثلا گفتم تو این وبلاگ از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه )

مطالب امروز رشیدا کامپیوتر در مورد دو تا از برگترین مشکلات کاربران کامپیوتر هست (من که خیلی با این دوتا مشکل داشتم شما رو نمیدونم)میرم سر اصل موضوع:

نکته اول:

ایا درحین تایپ فارسی اگربخواهید انگلیسی بنویسد کلمات انگلیسی شما به اول خط می ایند؟

بهترین وساده ترین روش برای حل این مشکلاین هست که  از راست به چپ بنویسید برای این دوکار باید روی ایکون های all right و Right-to-left   یک بار کلیک کنید

ویا

 این کار رو از طریق رفتن به منوی format  و سپس paragraph  میتونید انجام بدید در پنجره ای که باز میشه در قسمت Indents and Spacing  در مقابل Allgnmentو در مقابل Direction   گزینه Righ- to- left را انتخاب کنید   به این ترتیب به راحتی میتونی متن فارسی خودتون رو همراه با کلمات انگلیسی تایپ کنید فقط باید برا نوشتن انگلیسی تایپ رو به زبان انگلیسی تغییر بدید

 ولی از همه راحت تر

 این هست که این  کلی دCtrl+shiftسمت راست  از کیبورد رو با هم فشار بدین .

    خلاص

                                        
نکته دوم:

  شما چند تا برنامه رو با هم باز میکنید و کامپیوتر پیغام dont send میدهد :


واقعا اعصاب ادمو میریزه به هم.چون تمام برنامه هارو یهو میبنده.مثلا شما دارین با چند نفر چت میکنید در بیشتر مواقع کامپیوتر این پیغام رو میدهد و شما رو از یاهو میندازه بیرون و تمام پنجره های چت بسته میشه.برای جلوگیری از این کار شما باید کار زیررا انجام دهید:

بر روی my computer  راست کلیک کنید و از سربرگ های موجود advanced  را انتخاب کنید

در اینجا در پایین پنجره گزینه ی error reporting را انتخاب کنید در اینجا گزینه ی disable error reporting را انتخاب کنید و تیک جلوی but notify me when critcal error occur  را بردارید تا دیگر راحت شوید.

امیدوارم مطلب امروز براتون مفید بوده باشه

اگه این طور بود لطفا نظر بدین

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 5:18  توسط حس غریب  | 



 

ای مرگ مرا در اغوش گیر رو راحت کن 

وقتی مردم مرا در قبری تاریک پنهان نسازید


مثل لکه ننگی که از صفحه زمین می زدایید


تنم روزی آغوشی گرم بود برای آنان که دوستشان داشتم


و چشمانم تصویری از تمامی احساساتم


دستانم ستایشگرین نوازشگران


و قلبم عصاره ای از عشق ...


عریانم نسازید


من از هم آغوشی با تن سرد خاک می هراسم


اشک هایتان ارزانیتان


و ناله های بیهوده تان ! 


خوب می دانم سه بار که خورشید غروب کند


من برای همیشه در خاطره هاتان غروب می کنم


خروارها خاک سرد برای من


بسترتان همیشه گرم

 
می دانم خدا مرا خاک خوبی خواهد کرد


تا روزی اندام شما در آغوش گیرم


روزی که دیر نخواهد بود ...

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 10:10  توسط حس غریب  | 



                     سراااااااااااااااااااااااب    

ارزشها برای اینکه همیشه ارزشمند بمونن باید از ما آدما دوری کنن.

آدما با ارزش ترین چیزها رو بی ارزش میکنن .

           این طبیعت ما انسانهاست...

تا به بهترین چیزی که می خواستیم می رسیم فقط چند روز برامون با اهمیته.

بعدش خیلی زود فراموش میکنیم روزی این آرزو چقدر برامون ارزش داشت.

 شاید یه زمانی سراب می خواست درد دل تنهایشو به ما آدما بگه ولی تا ما آدما رو شناخت ترجیح داداین دردو توی دلش نگه داره  اما از اررشش کم نشه.

حالا میفهمم سراب چرا همیشه سراب باقی موند...

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1384ساعت 4:59  توسط حس غریب  | 



 

زندگی رسم خوشايندی نيست... زندگی اجبار است... لاجرم بايد زيست. زندگی يه قانونيه که متأسفانه در نهايت بی عدالتی تصويب شده و هيچ کشور و هيچ مرز و قانونی نمی تونه روی دست اون بلند بشه.

                           

افسوس که اون زمانی که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم  واون زمانی که دوستمان میدارن لجبازی .... وحالمان در افسوس ان لحظات میگریم

                      

تنهايي بلورين خود را با هرچيز بي ارزش نشکنيم . ما بدون تنهايي مثل ماهي بدون تنــــــگ ميشويم هرچند که اين تنگ کــــــــــــوچــــــــــــــک باشد

                     

 زندگي فصل پر از روياست زندگي دشتي پر از غوغاست زندگي پرواز افکار نگاه ما به قهر سينه و دلهاست زندگي رفتن به اوج ديدني هاست شيوه رقص پرستو هاست زندگي روييدن گلها در تن صحراست آري زندگي زيباست وقتي كه تو  باشي

                       

سعی کن به خاطر کسی که دوسش داری غرورتو  از دست بدی .نه به خاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی.

                    


میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشماتو می بندی ؟ وقتی میخوای بخندی وقتی میخوای کسی رو بوس کنی وقتی میخوایتو رویا بری چشماتو می بندی ؟ چون قشنگ ترین چیزا این دنیا دیدنی نیست

                

 اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم / كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند. اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم ,سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1384ساعت 4:32  توسط حس غریب  | 



                  عشق عشق  عشق    عشقعشق                                           

داشتم ارشیو وبلاگ رو نگاه میکردم گفتم بدک نیست یادی از گذشته هم که شده یه مطلب رو که خیلی وققت پیش تو وبلاگ گذاشته بدم رو دوباره بزارم امیدوارم خوشتون بیاد:


کی میدونه نقطه اغاز عاشقی کجاست؟

این چه حسیه که تیشه به ریشه ات نمیزنه اما مجبورت میکنه تیشه بزنی به ریشه همه عادتهایی که تو اونا اول جمله هات با من شروع میشه و جاش سبد سبد امید بهت میده

اخه اصلا اگه قرار به من و تو بود که ما نمیشدیم

این چه حسیه که هم صبورت میکنه هم کم طاقت؟

چیکارت میکنه که وقتی کلید قلبتو میدی به یکی یادت میره کی بودی و چی بودی و به کجا میخواستی برسی...یا شایدم نه...بهت انگیزه میده..انرژی میده برای اینکه بهتر و زودتر به هدفهات برسی

نمیدونم تا حالا عاشق شدید یا نه؟منظورم از اون عشقهای نابیه که هیچ کس و هیچ چیز نتونسته باشه ایرادی رو انتخابتون بذاره

نه اینکه مجذوب یه لحن صدا و یه نگاه و لبخند شده باشید.

اما میدونم که شیرین ترین احساس عالم اینه که بدونی برای کسی عزیزی...اینکه تو پریشونیهات خواب به چشماش نیاد...اینکه با قطره قطره ی اشکات ذوب بشه و تحلیل بره که طاقت دیدن اشکاتو نه در ظاهر که واقعی نداشته باشه

کی گفته عشق با یه نگاه شروع میشه؟کی به خودش جرات داده اسم اون تاثیر مسخره و زود گذرو عشق بذاره؟

اونی که تو یه نگاه عاشق ظاهر ادم میشه فقط دنبال ارضای هوسهاشه که همه جا سرشو بگیره بالا و بگه مردم نگاه کنید چه زیبا رویی کنارم راه میره

همونایی که با این کاراشون عشق رودر حد سلام کردنهای راه مدرسه پایین میارن و اسم هر احساسی رو عشق میذارن

اما عاشق واقعی اونه که سیرتت رو به صورتت ترجیح بده

اگه یکی ذره ذره شناختتون و بعد دید که ارامش وجودتون رو با دنیا عوض نمیکنه اون عاشق واقعیه

اگه کنارش بودید و دیدید به معنای واقعی ارامش دارید و مدام قلب و مغزتون سر این انتخاب با هم درگیر نیستند اون عشق واقعیه

اصلا شاید عشق نقطه تلاقی بین قلب و مغز باشه...

جایی که مغز تایید کنه و قلب جلو بره اون یه انتخاب درسته

وتمام این احساسات وقتی شیرین و دوست داشتنیه که با همه وجود بدونی سنجیده انتخاب کردی

عاشق شدن و عاشق موندن بهترین چیز تو نیاست به شرطی که اول راه خوب چشماتو باز کنی چون این جاده تنها جاده ایه که راه برگشت نداره...مجبور به برگشتن که بشی هیچ چیز برات نمیمونه جز یه مشت خرده های قلبت...

بیاین به هم قول بدیم پای عشق و عاشقی که وسط اومد اول راه چشمامونو باز کنیم تا بتونیم تا اخر جاده سر بلند و محکم ادامه بدیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:32  توسط حس غریب  | 



                                      

پسركي از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم.....

پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟

پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي

پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود

يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟

خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند

به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه

حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد

به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند

به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام

تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت

بتواند از آن استفاده كند

زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد

زيرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:18  توسط حس غریب  | 



موضوع روانشناسی امروز در مورد عشق و دوستی هست شما باید  سوالات رو دونبال کنید ودر آخرپاسخ خودتون رو با توضیحات مقایسه کنید

امیدوارم اون نتیجه ای رو که میخواین بگیرین

در ضمن برای این که موسیقی این قسمت با موسیقی وبلاگ در هم نشه اون رو در یک صفحه جداگانه قرار دادم

 

             برای مشاهده قسمت روانشناسی اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1384ساعت 10:46  توسط حس غریب  | 



 

نمیدونین با دیدن این عکس ها چقدر حالم گرفته شد  .

این جنین معصوم چه گناهی کرده بود که باید اینطوری قربونی هوسبازی بعضی ها میشد

کی میدونی پدر ومادر این جنین چه کسایی هستن ؟؟؟؟؟؟؟

همه ما تو این فاجعه شریکیم !!!!

 

دلمون خوشه تو جامعه اسلامی زندگی میگنیم

هر کسی خوئشو اصلاح کنه  جامعه هم خوب میشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1384ساعت 10:40  توسط حس غریب  | 



+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 5:4  توسط حس غریب  | 



 

 
تا كنون از خود پرسيده ايد  كه مهمترين عنصر در هر رابطه اي چه چيز ميباشد؟ پاسخ بسياري از افراد به اين پرسش عشق است. بله عشق يك موهبت است و بدون آن هيچ رابطه اي پايدار نخواهد ماند. اما عشق نيز به تنهايي و  بدون پشتوانه "احترام" ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام متضمن و بيمه گر عشق است.


شايد لازم باشد براي درك بهتر اين مسئله  رابطه (مانند ازدواج) را به يك بنا تشبيه كنيم. در اين منزل باشكوه پي و شالوده خانه را عشق، ستونهاي آن را دو فرد و مصالح ساختماني اتصال دهنده  آن را احترام تشكيل  ميدهند.


از عشق آغاز ميكنيم كه هيچ رابطه اي بي آن زماني فرو خواهد ريخت. اكنون به دو ستون اصلي اين خانه نگاهي مي اندازيم  كه با آنكه جدا از يكديگر قرار گرفته اند اما همواره پيوسته به هم ميباشند. بنابراين در هيچ رابطه اي دو فرد نميبايست فرديت خود را از دست داده و با يكديگر "يكي شوند،" بلكه ميبايد در كنار يكديگر پشتيبان يكديگر باشند و يكتايي، فرديت، شخصيت، علايق و خواسته ها و آرزوهاي خويش را حفظ كنند. اما اين منزل دير يا زود در معرض عوامل محيطي قرار گرفته و طوفانها، گردبادها، زلزله ها، روزهاي آفتابي و باراني بسياري را به خود خواهد ديد. اينها همان تجارب زندگي هستند كه دو فرد در كنار هم با آنها مواجه خواهند گشت. لحظات تلخ و شيرين، اندوه و شادكامي. اكنون به مصالح ساختماني اين منزل ميرسيم. آيا بدون سيمان و بتون بنايي پابرجا خواند ماند؟ احترام مصالح پيوند دهنده اجزاء ساختمان است كه خانه را در برابر طوفانها، بادهاي ويرانگر، شدايد و تلخي هاي زندگي حفاظت ميكند. در واقع احترام بيمه ساختمان ميباشد.


ممكن است شريك زندگي تان شما را بسيار دوست داشته باشد اما آيا به شما احترام نيز ميگذارد؟ افراد دوست دارند محبوب باشند اما محترم بودن به مراتب ارزشمند تر از محبوب بودن است. تعريف احترام چنين است: به رسميت شناختن شايستگي، ارزشمندي، حقوق و مزاياي فرد به عنوان يك انسان. و يا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذيرش و توجه. يك شريك ايده آل فردي است كه هم شما را دوست دارد و هم  به موازات آن براي شما احترام قائل است. چگونه ميتوان نشانه هاي بي حرمتي را در يك رابطه شناسايي كرد؟ نشانه هاي بي احترامي به قرار زير ميباشد:

   1- بي اعتبار كردن: جاي فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع كردن، بي اعتنايي كردن، تمسخر كردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقير كردن.
   2- ارعاب كردن: تهديد كردن، هراساندن، قلدري كردن و تشر زدن.
   3- انتقاد كردن: عيبجويي، ملامت كردن، نفي كردن و غر زدن.
   4- كنترل كردن: جلوگيري از تصميم گيري مستقل فرد، تحكم كردن، سلطه گري و تحميل عقايد، خواسته ها و نيازها.
   5- قضاوت كردن:تعيين درستي و نادرستي اعمال فرد، برانگيختن احساس گناه و شرمساري در فرد.
   6- بد نام كردن: تهمت و افترا زدند، رسوا كردن و افشا گري كردن.
   7- فريب دادن:دروغ گفتن، گمراه كردن و حقه زدن.
   8- خيانت كردن:صادق نبودن، وفادار نبودن.
   9- توهين كردن: گستاخي كردن، ناسزا گويي، رنجاندن.
   10- سوء رفتار كردن: از لحاظ  كلامي، احساسي و فيزيكي. صدمه زدن به حس امنيت و فرديت شخص. كتك زدن، فرياد كشيدن و فحاشي كردن.     11- هر نوع تغيير در لحن صدا ، اشارات و تغيير در چهره كه پيام آن چنين است:"من مهمتر از تو هستم". \

شريكي كه  بي احترامي ميكند در واقع در صدد آنست كه با خرد كردن شخصيت فرد مقابل، خود را مهمتر و برتر جلوه دهد. اما غافل از آن كه با اين عمل شالوده خانه اي كه روزي با عشق بنا نهاده شده را سست و تخريب ميكند  و آنكه سرانجام آوار آن بر سر خود وي نيز فرو خواهد ريخت.

شما همانگونه كه اجازه ميدهيد ديگران با شما رفتار كنند، ديگران با شما رفتار خواهند كرد. همه چيز وابسته به خود شماست هنگامي كه مورد بي احترامي قرار ميگيريد و سكوت ميكنيد در واقع در آن بي احترامي خودتان نيز سهيم هستيد.
در انتها به خاطر داشته باشيد كه منزل باشكوه شما (رابطه) در صورتي كه به حال خود رها گردد صرفنظر از آنكه در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحكم بنا گرديده باشد به مرور زمان از هم پاشيده و رو به خرابي و زوال پيش خواهد رفت بنابراين بياموزيد با تبادل عشق و احترام روزافزون تركهاي هر چند كوچك منزل خود را مرمت كرده و ان را استوار و پايدار نگه داريد.
"راستگويي و صداقت در ايجاد اعتماد در رابطه ضروريست. احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام است"
"هر رابطه اي منحصر بفرد است. و براي نتيجه بخش بودن آن بايد مقتضيات آن فراهم گردد. هيچ راه ميانبري وجود ندارد."
"زندگي كوتاه است. آن را با مشاجرات و جر و بحثهاي بي معني و بي اهميت هدر نكنيد!"
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 4:52  توسط حس غریب  | 



 هیچ وقت به رسم این دنیا اعتماد نکن!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1384ساعت 5:10  توسط حس غریب  | 




تا حالا با خودتون فکر کردین که ایا تا حالا عاشق شدم یا نه؟!!! یا چطور بفهمیم که عشق یه نفر تو دلمون جا کرده؟؟

فکر کبم این مطلب بتونه به شما کمک کنه تا .....

 عشق حقيقي بي دليل است و از قلب سرچشمه مي گيرد. هرگز به دنبال تأييد عشق بامعيارهاي ذهني نباش. ذهن فقط به درد زندگي در دنيا مي خورد. اگر بخواهي مي تواني به توانايي ها و امكانات فردي كه دوستش داري فكر كني اما در اين صورت تو براي زندگي آينده به دنبال شرايط بوده اي. عشق فراتر از اينهاست. فراتر از معيارهاي ذهني است. عشق از جاذبه هاي بدني هم فراتر است نزديكي عشق فاصله هاي زماني و مكاني را درهم مي شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.
    تو از طريق قلبت با قلب ديگري ارتباط مي گيري... اين رابطه كلامي نيست به حرف در نمي آيد و با هيچ معيار ذهني قياس نمي شود. از قلب عشق و اعتماد زاده مي شود. ذهن هميشه ترديد دارد در حالي كه عشق كاملاً اعتماد مي كند. عشق از ماورای ذهن مي آيد بنابراين با معيارهاي ذهن قابل سنجش نيست و فقط به وسيلة‌ آن به نحوي محدود حس مي شود.

    شما وقتي كسي را دوست داريد تنها از حضورش شاد مي شويد و ديگر نيازي به هيچ چيز ديگري نداريد.

    حالا به عنوان يك شاهد به فردي كه از عشق خود نسبت به او شك داريد فكر كنيد. تصور كنيد كه مقابل هم قرار گرفته ايد و شما به عنوان شاهد هم خود را مي بيني و هم او را. چه احساسي داريد؟ آيا ضربان قلبت تان تندتر شده؟ آيا حس مي كنيد امواج شادي بخش از سوي قلب او به سمت شما مي آيد؟ آيا حضور او برايتان نشاط آور است؟‌چشمان خود را ببنديد و اين امواج را با تمام وجود بررسي كنيد. تنها عضوي كه مي تواند بگويد شما عاشقيد يا نه قلبتان است.
                                         

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 7:53  توسط حس غریب  | 



 


همونطور که قبلا خدمتتون عرض کرده بودم من مطالب شما رو به نام خودتون در وبلاگ مینویسم تا شما هم محلی برای بروز استعداد خودتون داشته


باشین

مطلب زیر رو یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ برام ارسال کردن . ایشون خودشون رو لیلا معرفی کردن وبه احتمال زیاد از این به بعد شاهد متون زیبای ایشون خواهم بود ودر انتها هم از ایشون که این وبلاگ رو قابل دونستن کمال تشکر رو دارم .

این هم نوشته ایشون:

آرام تر از خواب درختان
به من فرصت بده ،فقط یک ساعت ،نه فقط یک لحظه ،بگذار برای آخرین بار خوب نگاهش کنم . زمین را از چرخش نگه دار .دریاها را متوقف کن .به پرندگان بگو بال نزنند.به آدمیزادگان بگو پلک بر هم نگذارند .به پروانه ها بگو شمع را فراموش کنند.به بلبلان بگو دیگر نخوانند ای مرگ.فقط یک لحظه نه فقط به اندازه باز شدن پنجره عشق نه فقط به قدر روئیدن نام او بر لبم فقط... چرا این قدر زود آمده ای فکر می کردم میتوانم چند بهار نه صد بهار دیگر  ب
باشم  و برای گلهای میخک و شبو شعر بخوانم ،فکر فکر می کردم می توانم از آفتاب بالا بروم و از نردبان شب پایین بیایم .چرا آمده ای ؟آن هم اینگونه بی خبر و ناگهانی بگذار یک بار دیگر او را صدا کنم یک بار دیگر به او سلام بگویم یک بار دیگر باه او بگویم دوستت دارم یک بار دیگر به او لبخند بزنم ای مرگ
به من فرصت بده دسته گلی تقدیم او کنم و قلبم را نشانش بدهم بگذار دمی در قلب او زندگی کنم من هنوز همه مهربانی ها ی او را کشف نکرده ام هنوز از کوچه های دلشوره نگذشته ام هنوز از دای او مست نشده ام ای مرگ بگذار پیرهنی از ابر بپوشم و باران شوم بگذار در جزیره ای متروک نامش را روی صخره ای گمنام حک کنم بگذار با آبهای  سرگردان در کنار خانه اش جان دهم ای مرگ آرام 
بگذار یکبار دیگر شعرهایم را در آیینه نگاه کنم  بگذار یک بار دیگر عطر او به درونم سفر کند بگذار بار دیگر در مقابلش بایستم و در ستایش خورشیدی که در قلبش نشسته است شعر بخوانم
به من فرت بده فقط تا تکان خوردن پرده های اتاق و تا روشن شدن فانوسی که روی ایوان اندوه است..

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 7:0  توسط حس غریب  | 



+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1384ساعت 8:57  توسط حس غریب  | 



 

دیدم خیلی وقت هست که از بخش روانشناسی های رشیدا خبری نیست به همین دلیل اینبخش رو دوباره راه اندازی کردم امیدوارم به دردتون بخوره

برای استفاده از این مطلب باید تاربخ تولد خودتون رو مشخص کرده ورنگی رو که در اون به شما نسبن داده میشه رو در قسمت تفسیر رنگها پیدا کنید :

صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.


              این هم تفسر رنگ ها:

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.


طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.


قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد.

+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1384ساعت 8:34  توسط حس غریب  | 



 

 فقط همین رو میگم :

                  کاش ما بزرگتر ها هم  عشقمون مثل عشق های دوران کودکی پاک ودور از هوس وهر گونه سو ء استفاده باشه 

کااااااااااااااااااااااااااش .................

                        کاش بادیگران صادق یاشیم همین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 دی1384ساعت 4:37  توسط حس غریب  | 




 


نمى دانم چرا عادت كرده‌ايم تنها به دلمشغولى هاى خودمان اهميت بدهيم و نفهميم ديگران، نزديكانمان، گاه تا به چه اندازه دوستمان دارند. نمى فهميم..آنقدر نمى فهميم كه گاه، كه با اتفاقى كوچك به خود مى آييم، از اين‌ همه ناسپاسى و نامهربانى به خود مى لرزيم و مى ترسيم از روزى كه ديگر براى همه چيز دير شده باشد.

گاه فقط آدمهايى برايمان مهم مى شوند كه اصولا لياقتش را ندارند، آدمهايي كه ذره اى از محبت ما را قدر نمى نهند و ما، نمى فهمیم چرا، اينهمه تقديرشان مى كنيم و در عوض، مهربانى بى دريغ نزديكترين كسان را از ياد مى بريم..كسانى كه آنقدر نزديكند كه ديده نمى شوند و آنقدر مهربان كه به رويمان هم نمى آورند و ما، با پررويى تمام، هر آنچه خواست ماست، حق خود مى دانيم و هر آنچه خود نمى خواهيم، توقع نابجاى آنان.

به راحتى آزارشان مى دهيم و حق اعتراض را ازشان دريغ مى كنيم. مهم هم نيست كه شادند يا نه، اصلا مى خندند يا نه. مهم هم نيست كه براى ما چه كرده‌اند و ما براى آنها چه. هيچ چيز مهم نيست غير از خواسته‌ى خودمان، حتى اگر بر بار غم‌هايشان بيفزايد.

گاه خيلى بى رحم مى شويم. خيلى...

 و من خودم را نمى بخشم
                          

بعضي مردم بزرگ آفريده شده اند
بعضي بزرگي را بدست مي آورند
بعضي بزرگي را به زور به خود مي بندند

من بزرگ آفريده شدم اما مطمئن  نبودم،  پس سخت كوشيدم ودست به هر كاري زدم تا بزرگي را بدست آوردم...

 باز مطمئن نبودم....... پس به هر وسيله اي كه بود بزرگي را به زور به خود بستم........اما موقعي كه خود را در اوج بزرگي يافتم، ديگر تاب تحمل خود را نداشتم.

 پس همه بزرگي ام را شبي مهتابي به نسيمي گريان كه پريشان مي گذشت بخشيدم...ونسيم از آن بزرگي ، گرد بادي شد وهمه چيز را با خود برد........ ومن ماندم ويك اتاق خالي با پنجره اي رو به حياطي كه در آن هيچ گلي پيدا نيست.

             

میشه مثل یه قطره اشک بعضیهارو از چشمت بندازی ... ولی هیچ وقت نمیتونی جلو اشکی رو بگیری که با رفتن بعضیها از چشمت جاری میشه

                  

زندگی تلخ تر از حاثه هاست

تلخی این نیست که در کوچه ی ماتم زده حادثه ها

زانوی غم به بغل بر گیری

زندگی شاید این است که در اوج شعف غم داری

زندگی شاید این است که در باغی پر از گل های زرد

متولد شده ای زیسته ای خواهی مرد

در باغی پر از گل های پوچ خالی از هر گونه کوچ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 دی1384ساعت 4:20  توسط حس غریب  |