مدعیان رفاقت بسیارند. تا پای آزمایش در میان نباشد هر کسی از راه رسیده و نرسیده مدعی عشق است. رفاقت را باید با صداقت آزمودو صداقت را می شود از ته نگاههای یک انسان فهمید. چشمها همه چیز را لو می دهند حتی عشقی را که در دلت پنهان کرده ای. دوستی یک معامله نیست و این همان حقیقتی است که از یاد ها رفته است کسانی که از دوستی به سودو زیان آن می اندیشند سودی از دوستی نخواهند برد. دوست داشتن از عاشق بودن هم سخت تر است. دوستدار تو به سعادت تو می اندیشد حال آنکه عاشق تو به داشتن تو................
دوستی بالاتر از عشق است . سعی کن تا کسی را در دوستی نیازموده ای عاشقش نشوی. ملاک دوستی به رنگ و قد و وزن و ناز و عشوه و... نیست. معیار دوستی صداقتی است که دوستت در صندوقچه دلش ذخیره کرده است. آنچه باز هم از دوستی و عشق بالا تر است آزادی است. این آزادی است که پیش از دوستی ارزش دارد. نباید با دوست داشتن کسی او را از آزاد بودن و آزاد انتخاب کردن محروم کرد.
گاه انسان آنچنان عاشق می شود که به هر وسیله ای که شده است می خواهد محبوبش را مال خودش کند. و این بر خلاف اصل آزادی است. آنچه در اولویت است آزادی است . نباید به زور کسی را به دوستی خود وا داشت.شرط دوستی آن است که آزادی دوستت را مقدم بر داشتن او بدانی. هرگاه آزادی محبوبت را مقدم بر داشتن او دانستی بدان که او مال توست حتی اگر با کس دیگری باشد.
و حرف آخر
دوستی تملک تو برکسی یا چیزی نیست . دوستی مثل بوییدن یک سیب است بدون آنکه به آن گازی بزنی. و عشق گاز زدن سیب است یعنی که بخواهی آنرا مال خودت کنی.
داشتم نظرات (کامنت ها) رو می خوندم که دیدم آقا نیما نسبت به من لطف بیش از حدداشتن ومن رو ادم عقده ای دونستن واون هم به این دلیل که راست کلیک رو بستم وکسی نمیتونه تصاویر رو در سیستمش سیو کنه به همین دلیل من شدم یه آدم عقده ایو خیلی چیز دیگه... :
خدمت آقا نیما باید عرض کنم از این که نظر خودتون رو در مورد من بیان کردین ازتون ممنونم ( چون معتقدم انتقاد صحیح هست که ادم رو میسازه ) به هر حال این حرف شما که جزء انتقادات به حساب نمییاد بلکه ناشی بودن شما باعث شده که این طرزتفکر در موردمن داشته باشین حالا هم برای این که این مطلب رو بهتون ثابت کنم که ناشی بودن خودتون باعث این طرز تفکر بوده روش ذخیره کردن تصاویری رو در این حالت بهتون آموزش میدم :
برای ذخیره کردن تصاویر میتونین چند لحظه نشانگر موس رو روی اون تصویر مورد نظر خودتون ثابت نگه دارین همونطور که مشاهده میکنید در قسمت بالا سمت چپ یه ایکون به صورت
نمایش داده میشه شما میتونین با رفتن روی این ایکون چهار قسمته وکلیک روی شکلک فلاپی در پنجره یاز شده محل ذخیره شدن تصویر موردنظرتون رو مشخص کزده واون تصویر رو در سیستم خودتون ذخیره کنید .این حالت مثل زمانی هست که راست کلیک باز باشه وشما روی اون تصویر راست کلیک کنید وبعد روی عبارت Save Picture Asکلیک کنید !!!!
امیدوارم حالا به اشتباه خودتون پی برده باشین وبه این مطلب پی برده باشین که دنیای کامپیوتر اونقدر بزرگ هست که همیشه چیزی هست که بلد نباشیم (امیدوارم در مورد دیگران این قدر زود قضاوت نکنید چون ممکنه براتون خیلی خیلی بد تموم بشه )
حالا که حرف به اینجا کشیده شد یه خاهش کوچیک از شما دوستان عزیز دارم واون این که:
دیگه کف گیرم خوده ته دیگ .برای این که روی تصاویر به صورت نستعلیغ بنویسم نیاز به متن های کوتاه زیبا وتصاویر هماهنگ با اون متن دارم .مشکل تصاویررو میتونم تا حدودی حل کنم ولی در مورد متن واشعارکوتاه به کمک شما دوستان عزیز نیازمندم (امیدوارم بهم کمک کنین)
در ضمن من یک سری تصاویر همراه با متن نستعلیغ (به نظرم بهش میگن تهذیب) جمع آوری کردم که یه سری از این تصاویر کار خودم هست ویه سری دیگه نه. (البته اگه در گروه رشیدا عضو بشین تصاویر جدید رو براتون میل میکنم ) برای دیدن این تصاویر روی لینک زیر کلیک کنید :
برای دیدن تصاویر تهذیب اینجا کلیک کنید
به بلبلی عاشق گفتم ....
تا به حال از گلی پژمرده سراغی گرفته ای ...؟
با بوته ای سرما زده همنشینی کرده ای ....؟
به عیادت گل حسرت رفته ای .....؟
بوسه ای بر گلبرگهای گل انتظار نشانده ای ....؟
تا به حال در گورستان پائیز بوته لرزانی را در آغوش گرفته ای........ ؟ قلبت را بر خارش فشرده ای ......؟ با خون گرمت آبیاریش کرده ای......؟ و با گرمای وجودت معشوق را به گل نشانده ای....!!!!؟؟؟؟
تو هم مثل ما انسانها هزار رنگی و عاشق رنگ ...کنار گلی خوشرنگ می نشینی.. آواز ریا سر میدهی گل دلداده را رها میکنی .... می پژمرانی .....تمامی عمر کوتاهش را به انتظارت می نشانی ...و هوسبازانه به خلوت گلی دیگر می گریزی.......... !!!!!
امروز اومدم تا به خبر توپ به همه شما بدم واون هم شروع بکار گروه رشیدا هست
لطفا با کلیک روی لوگوی گروه وتکمیل فرم در گروه رشیدا عضو بشین من هم سعی میکنم با میلهایی که براتون میفرستم جبران کنم (لطفا به دوستان خودتون هم پیشنهاد کنید که در این گروه عضو بشن )
برای دعوت کردن دوستان خود به گروه رشیدا بعد از کلیک روی لوگو گروه ادرس موجود در ادرس بار رو برای دوستانتان بفرستید

برای عضویت در گروه رشیداکه به صورت رایگان انجام میشه بعد از کلیک روی لوگو بالا ویا لینک زیربه احتمال زیر براتون یه صفحه باز میشه که شما باید ایدی و پسورد خودتون رودر اون وارد کنید(باید ایمیل در یاهو داشته باشین) بعد از کلیک روی Sign inوارد صفحه ای به ادرس زیر میشین
http://groups.yahoo.com/group/rashida/join
در این صفحه شما فقط با آخرین قسمت که باید اعدادو حروف داخل کادر رو در قسمت معین شده قرار بدین کار دارین .اگه با سایر قسمت های بالایی کاری نداشته باشین به طور پیش فرض این امکان به شما داده میشه که شما هم قادر به فرستادن ایمیل برای اعضای گروه باشین. به همین سادگی
امیدوارم علاوه براین که در این گروه عضو میشین دوستان خودتون رو به عضویت در این گروه تشویق کنید
وقتی به گذشته بر می گردی می بينی لحظه ای رو که به مدت يک عمر گذشت انگار همين ديروز اتفاق افتاده بوده می فهمی که هيچ خاطره ای دور نيست.
حتی اگه ساليان سال گذشته باشه فراموش نمی کنی ياد اشکها و لبخندهای ديروز رو که وادارت می کنن تا گذشته رو مرور کنی..!
گذشته جزئی از آينده ست وامروز همون فردايی که برای اومدنش لحظه شماری کردی.
پس ثانيه ها رو توی دستات بگير وقدمهاتو محکم بردار...
*خوشبختی سهم تموم آدماست فقط کافيه خودت بخوای..*

ارزش یک کلام پر از محبت رو وقتی میفهمی که لبخند رو، روی لبای عزیزانت تماشا کنی.
وقتی آستین بالا بزنی و یک بار، یک سنگینی رو از رو دوش خسته یک مهربون برداری، تشکر ساده و بی ریاش، می ارزه به همه دنیا.
وقتی که دور و بریات رو با چشمهای پر از اشک که از حرفهای خنده دار تو ریسه رفته اند میبینی، تازه میفهمی که قیافه آدما وقتی که میخندن خیلی قشنگه.
وقتی که دستات تو دست گرم یک دوست، حلاوت و شیرینی با هم بودن رو تجربه میکنه، دیگه تنهایی واست بدترین رنجه.
وقتی که تنها معتمد واسه دلت، مهربونی یک آشناست، احساساتت رو بهترین مشاور دنیا میدونی.
وقتی که قراره راز دوست داشتن رو بنویسی، بهترین کلمات دنیا رو کمترین معنا میبینی واسه توصیف محبت و دوست داشتن.

این مطلب رو که میخوام بنویسم شاید حرف دل خیلی از دوستانی باشه که در روابط عاشقانه با طرف مقابل به یه بن بست برمی خورن وبه جای این که با مشکلات کنار بیان در برابرش تسلیم میشن وژس از مدتی در حثرت میمونن (بهتره متن رو بخونین) :
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست
نگفتم : اين کار را نکن
نگفتم : برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده
وقتی پرسيد دوستش دارم يا نه ، تنها جوابی که دادم سکوت یود
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم
نگفتم : متاسفم ، چون من هم مقصر بودم
نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاريم ، آنچه ما ميخواهيم عشق و وفا داری و مهلت است
گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده ای ، من آن را سد نخواهم کرد
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم
او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم
نگفتم : اگر تو نباشی ، زندگی ام بی معنی خواهد بود
حالا تنها کاری که میکنم
گوش دادن به تمام آن چیزهایی است که نگفتم
نگفتم : جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست
گفتم : اگه راهت رو انتخاب کردی امیدوارم موفق باشی
او رفت و مرا تنها گذاشت، تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم
این هم چند تا کلیپ جدید برای کلیپ سرا:
.::اشعار استاد فریدون مشیری ::.
.:: کلیپ قطعه گم شده::.
.:: کلیپ تو وفاصله از محسن چاوشی::.
.:: کلیپ یکی بود یکی نیود - مداحی با صدای کریمی ::.
.:: کلیپ آخرین نفس از حامد هاکان::.
.:: کلیپ مولا علی ::.
.:: کلیپ با ابا صالح - مداحی یا صدای حمیدعلیمی ::.
.:: کلیپ یک بار بگو برمیگردی ::.
.:: کلیپ مریم پاییزی ::.
.:: کلیپ طنز تو قلب من رو شکستی ::.
.::یک کلیپ اکشن ::.
.::هدیه ای باری معشوق ::.
.::کلیپ رقص میمونها با عنوان I Like U ::.
.::مضرات چت ::.
.::کلیپ عاشقانه به نام پسر زیبا ::.
من بعد از یه وقفه چند هفته ای باز هم اومدم داشتم میل ها رو چک میکردم که متوجه این میل شدم .فرستنده این مطلب خواسته بود که من مطلب اون رو با نام یاس سپید قرار بدم من هم همونطور که قول داده بودم مطالب رو با نام خودتون میزارم پس با هم نوشنه یاس سپید رو میخونیم :
مثل اشک چشم های پنجره
در دهستان اصالتهای عشق می توان شبنم فروشی ساده بود
در شب سبز نیایش با خدا آشنا با حرمت سجاده بود
میتوان با خاطرات کوچه باغ زندگی را غرق در احساس کرد
می توان در صبح زیبای خلوص شستشو در نهر عطر یاس کرد
می توان با منطق احساس آب پاکتر از آیینه سبزینه بود
میتوان هم شانه با خاتون عشق دوره گرد کوچه آیینه بود
می توان روی اجاق عاطفه چای خوش طعم صفا را دم نمود
می توان فنجان شعر خویش را آه،ای یاران پر از شبنم نمود
می توان بر زلف بانوی نسیم با کمال مهربانی شانه زد
می توان آه از زلال اشک شوق گونه های خشک خود را خیس کرد
می توان درس ظریف عشق را در دبیرستان گل تدریس کرد
می توان بر دار سرخ حادثه یادی از تنهایی حلاج کرد
میتوان در معدن پاکیزگی عشق را چون گوهر استخراج کرد
می توان پاکیزه و شفاف بود مثل اشک چشم های پنجره
میتوان بی ریا وساده بود همچو روح سبزرنگ پنجره



