تبليغاتX
.:: R a s h i d a . c o . t o سابق ::.



 


همونطور که امیدوارم متوجه شده باشین من تلاش میکنم نرم افزارهایی که برای دانلود میزارم نرم افزارهایی باشه که کمتر جایی پیدا یشه ومی تونه کاربرد زیادی برای شما داشته باشه . امروز هم یکی دیگه از این نرم افزارها رو براتون میزارم تا هر وقت از اون استفاده کردین یه دعایی هم به حال ما بکنین.


نرم افزار امروز  En2Fa هست :

این نرم افزار این امکان رو به شما میده که بتونین متونی که یه صورت فینگلیش هست رو به صورت متن فارسی براتون نمایش میده .
چون این نرمافزار توسط برنامه نویسان ایرانی ساخته شده همه قسمت هاش به صورت فارسی بوده وکارکردن با اون خیلی سلده هست پس دیگه نیازی به توضیح بیشتر در مورد برنامه نمیدم ولی اگه به مشکلی بر خوردین به من اطلاع بدین تا کمکتون کنم

سازنده این نرم افزار در موردش این طور توضیح داده :


En2Fa  برنامه مستقلی است که بر روی کامپيوتر شما نصب شده و بر اساس متن فينگيليشی تايپ شده شما, آنرا به فارسی تبديل ميکند.
اين برنامه بر روی تمامی نسخه های ويندوز(98/me/2000/xp) قابل اجرا ميباشد و هيچ نيازی به فارسی بودن سيستم عامل برای نمايش صحيح فارسی ندارد.
En2Fa قابليت ذخيره خروجی شما به صورت عکس,متن و يا حتا html نيز را دارد.
 

همچنين شما ميتوانيد از قلم های فقط فارسی Ansi نيز برای نوشتن استفاده کنيد و از آن در برنامه هايی که unicode فارسی را نميشناسند استفاده کنيد.
بهرين مثال استفاده در macromedia flash,autocad , 3ds max هست.
با استفاده از برنامه En2Fa_FntEditor تمامی فنت های فارسی خود را با برنامه سازگار کنيد.

  En2Fa

                         دریافت نرم افزار En2Faبه حجم 543کیلو بایت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 5:37  توسط حس غریب  | 



 


وقتی که بچه بودم .شبای بهاری به ستاره های اسمون خیره میشدم.....همه اهل خونه هفت پادشاه رو تو خواب میدیدند اما من هنوز بیدار بودم و خیال میکردم قراره یکی از ستاره ها به اقبال من چشمک بزنه  هرستاره ای که چشمک میزد میگفتم:همونه....خودشه...ارزوی گمشده ی من

وقتی بچه بودم همه قصه ها با یکی بود یکی نبود شروع میشد....که همیشه یکی بود اون یکی نبود     یکی مونده بود یکی رفته بود...

شهرزاد قصه گوی من هرشب قصه ی تازه ای می افریدو من با قصه های خیالی به خواب میرفتم

غول چراغ با من رفیق بود...هر وقت اراده میکردم از تو چراغ می اومد بیرون به درد دلهام گوش میکرد...شونه های بزرگ و محکمش رو تکیه گاه خستگی هام میکرد...                           

غول خیالی من هر شب دستهای سردم رو با دستهای بزرگ و گرمش میگرفت و برام لا لایی میخوند

قالیچه پرنده همیشه همراهم بود...تا انتهای دریاها....تا قلعه دیو سیاه...تا بهشت گمشده ی ارزو ها

اون سوار سپید پوش...اون شاه پری قصه ها...اون زیبای خفته در انتظار یک بوسه

همه وهمه با من بودند و بزرگ شدند....بزرگ شدم...بزرگ شدم....

و من نه هرشب در رویا که هر روز دور و برم دیدم تمام زیبا هایی که نحفته در انتظار بوسه از یک عاشق حقیقی بودند...تا زنده شوند...تا جون بگیرند و دریغ عاشق حقیقی مال تو قصه ها بود

من هر روز دیدم شاهزاده هایی که برای پیدا کردن و بردن سیندرلا دنیا رو زیر و رو کردند و چند سال بعد سیندرلا رو با  یک دنیا ارزوهای نا بود شده می گذاشت و میرفت

اره...من بزرگ شدم و هنوز که هنوزه هر شب به ستاره های اسمون خیره میشم.....همه اهل خونه هفت پادشاه رو خواب میبینند و من هنوز.....

اما دیگه به چشمک هیچ ستاره ای دل خوش نمیکنم

دیگه باور ندارم اومدن سوار سپید پوش رو......اونی که زودتر از بقیه برسه...کسی که مثل عطر کودکی همیشه به تنم بمونه..

اونی که درکم  کنه  و وقتی دلم گرفته است بامن همدرد بشه ....بوی تازگی بده...بوی سادگی بده...بوی بچگی بده

میخوام برم تو خیال بی خیالی...تو بستر نرم و لطیف و راحت بی تفاوتی  
                    
 من نمیترسم و دل میسپارم به هر ان چیزی که قراره سهم من از زندگی باشه   
                              
من اعتماد کردم به این رسم زندگی که نباید اعتماد کرد....

شهرزاد قصه گوی من راست میگفت اخر همه قصه ها یکی بود یکی نبود...یکی مونده بودیکی رفته بود.....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:52  توسط حس غریب  | 



 

 دل کندن از معبودی که سالها ازش غافل بودی خیلی سخته .....

 

برای یه لحظه این ۲۱ سال مثل یه فلاش خیلی شدید از جلوم گذشت ... حالا که به اون روز های گذشته فکر میکنم میبینم خدا هم خیلی بهم لطف کرده که من رو دعوت کردم .... تا نری و نبینی این که رفتن به حج دعوته رو باور نمیکنی......

 

حالا خاطرات سفر رو براتون تعریف میکنم......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 21:28  توسط حس غریب  |