تبليغاتX
.:: R a s h i d a . c o . t o سابق ::.



 

این چه حسیه که تیشه به ریشه ات نمیزنه اما مجبورت میکنه تیشه بزنی به ریشه همه عادتهایی که تو اونا اول جمله هات با من شروع میشه و جاش سبد سبد امید بهت میده

اخه اصلا اگه قرار به من و تو بود که ما نمیشدیم

این چه حسیه که هم صبورت میکنه هم کم طاقت؟

چیکارت میکنه که وقتی کلید قلبتو میدی به یکی یادت میره کی بودی و چی بودی و به کجا میخواستی برسی...یا شایدم نه...بهت انگیزه میده..انرژی میده برای اینکه بهتر و زودتر به هدفهات برسی

نمیدونم تا حالا عاشق شدید یا نه؟منظورم از اون عشقهای نابیه که هیچ کس و هیچ چیز نتونسته باشه ایرادی رو انتخابتون بذاره

نه اینکه مجذوب یه لحن صدا و یه نگاه و لبخند شده باشید.

اما میدونم که شیرین ترین احساس عالم اینه که بدونی برای کسی عزیزی...اینکه تو پریشونیهات خواب به چشماش نیاد...اینکه با قطره قطره ی اشکات ذوب بشه و تحلیل بره که طاقت دیدن اشکاتو نه در ظاهر که واقعی نداشته باشه

کی گفته عشق با یه نگاه شروع میشه؟کی به خودش جرات داده اسم اون تاثیر مسخره و زود گذرو عشق بذاره؟

اونی که تو یه نگاه عاشق ظاهر ادم میشه فقط دنبال ارضای هوسهاشه که همه جا سرشو بگیره بالا و بگه مردم نگاه کنید چه زیبا رویی کنارم راه میره

همونایی که با این کاراشون عشق رودر حد سلام کردنهای راه مدرسه پایین میارن و اسم هر احساسی رو عشق میذارن

اما عاشق واقعی اونه که سیرتت رو به صورتت ترجیح بده

اگه یکی ذره ذره شناختتون و بعد دید که ارامش وجودتون رو با دنیا عوض نمیکنه اون عاشق واقعیه

اگه کنارش بودید و دیدید به معنای واقعی ارامش دارید و مدام قلب و مغزتون سر این انتخاب با هم درگیر نیستند اون عشق واقعیه

اصلا شاید عشق نقطه تلاقی بین قلب و مغز باشه...

جایی که مغز تایید کنه و قلب جلو بره اون یه انتخاب درسته

وتمام این احساسات وقتی شیرین و دوست داشتنیه که با همه وجود بدونی سنجیده انتخاب کردی

عاشق شدن و عاشق موندن بهترین چیز تو نیاست به شرطی که اول راه خوب چشماتو باز کنی چون این جاده تنها جاده ایه که راه برگشت نداره...مجبور به برگشتن که بشی هیچ چیز برات نمیمونه جز یه مشت خرده های قلبت...

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 15:49  توسط حس غریب  |